سلامی دوباره

دوستان سلام

خیلی وقته بیخبرم از همتون 

یه سلام دوباره

سلام دوستای خوبم


خیلی وقته که سراغ وب نیومدم

از همه معذرت خواهی

خیلی وقته عوض شدم

خیلی وقته حال و حوصله هیچ کس وهیچ چیز ندارم

حتی خودمو

خیلی وقته

خیلی وقته

....

میخوام عوض بشم

کمکم کنید

نمیتونم گذشته رو فراموش کنم

ولی میخوام باهاش کنار بیام


سلام دوباره

میدونم خیلی بیمعرفتی کردم

ولی دلم برای همه شما یه ذره شده

اخه من عزیزترینمو از دست دادم

دیگه نه حال و حوصله نوشتن دارم نه به وب سر زدن

برای این بنده حقیر دعا کنید

 

دوباره برگشتم

سلام دوستان عزیز این  مدت نتونستم بیام

ولی سعی میکنم از این به بعد گهگاه سر بزنم

دلتنگ همه شما هستم

ممنون از لطفتون

به امید ظهور دولت یار...

سلام دوستان عزیز

اومدم آخرین پستمو بنویسم

اینجا یه مدت خونه ما بود

ولی خوب هر اومدنی یه رفتنی داره دیگه

از آشنایی با همه شما خوشحال شدم

و اینکه به من در بهتر شدن وبلاگ با نظراتتون کمک کردید

از همه شما ممنونم

سعی میکنم بهتون سر بزنم

 

دلم رمیده شد و غافلم من درویش

                                            که آن شکاری سر گشته را چه آید پیش

چو بید بر سر ایمان خویش میلرزم

                                           که دل بدست کمان ابروئیست کافر کیش

اللهم عجل الولیک الفرج

یا بقیه ا...

در کلاف اضطراب سر نخی پیدا نشد   دستی از جنس خدا عقده گشای ما نشد

دفن شد در سینه ام احساس زیبای وصال خواستم طوفان کنم در عاشقی اما نشد 

کوله بارم مملو از بوی غریب گریه است   هر چه کردم خنده ای در بقچه من جا نشد

بعد از این در کوچه های بی کسی پر میزنمطفل احساس من از خانه ای ماوا نشد

اشک هم پا میکشد از مرز های آه من هیچ از دل رفته ای، مانند من تنها نشد

با نگاه آبی تو غرق احسان می شوم   قطره ای بی التفات چشم تو دریا نشد

مرهم عشق تو را بر روی بالم میکشم ورنه بی امداد دستت هیچ بالی وا نشد

پس بزن این ابرهای تیره را ای آفتاب قسمت دلهای کز کرده به جز سرما نشد

با طلوع آفتاب مغرب عشقت بیا  بی حضور هرچه کردم زندگی زیبا نشد

 

مینا اعتماد

مرا بخوان

جمعه ها را دوست دارم زیرا که تو در آن ظهور میکنی صبر میکنم و انتظار میکشم تا جمعه وصال را ببینم ولی اگر مرگ روزی وجودم را فرا گرفت و روی ماهت را ندیدم چه کنم؟

مولای من ! مرا بخوان به جمکران ، خانه حاجات و آرزوها ، آقا جان مرا دعوت کن به وادی عرفات ، مرا با خود ببر به کربلا.

من اشتباه کردم ، من بیهوده بی تو عمری را گذراندم .

مهدی جان ! اگرچه عمری با این پاها به بیراهه رفتم و مشغول کارهای دنیوی شدم به حق مادرت زهرا یاری ام فرما

 

    A-R

امروز

 پیش هم بودن اگر دیروز لطفی نداشت

ارزش دیروز را امروز باور کنیم

ممنونم

دوستان عزیز ممنون از لطفتون

مادرم بهتره

به امید بهبودی تمام مریضها

مادر

ایام شهادت مادرساداته

مادر خودم چند وقته مریضه

 خوابیده

سالهای قبل شاید تو فاطمیه گریه میکردم  ولی نمیفهمیدم بچه های بی بی چی میکشند

مادر ستون خونه است

وقتی مادر تو خونه مریض باشه و صدای  ناله مادر ...

برا مادرم دعا کنید

حافظ

سینه از  آتش دل  در  غم  جانانـه  بسوخت

آتشی بود  در این خانه که کاشانه  بسوخت

تنـم از واسـطـه  دوری  دلــبــر  بـگـداخـت

جانم  از  آتش  مهر   رخ    جانـانـه  بسوخت

...

اللهم عجل لولیک الفرج

خواستم شکوه کنم به دلم بد آمد،

 یادم افتاد کسی هست که خواهد آمد،

 حتم دارم کلماتش همه باران هستند،

 حرفهایش به دل انگیزه قرآن هستند،

 عطر هر گل چو مسیح از نفسش می‌بارد،

 چه شبی می‌شود آن شب که علم بردارد.

                       

                                               از دوست خوبم سهله دل (عطر بارون)

ایام شهادت مادر تسلیت

...

  • بقیع ماتم سرای اهل دین است
  • غـم مظـلـومـی ام البـنـین است
  • بـقیـع هر شـب کنارش ناله دارد
  • بقیع زهرای هجده ساله دارد

 

  • بقیع زهرای مارا برده از هوش
  • گرفته چهار فرزندش در اغوش
  • بقیع دردی نهان چون کوه دارد
  • بقیع سینه ای از اندوه دارد

 

  • بقیع کی میرود این غصه از یاد
  • که زهرا با کتک درکوچه افتاد
  • بقیع بر محسن و زهرا چه ها کرد
  • بقیع هم نینوا هم کربلا کرد

 

  • بقیع دارد درونش غربت و آه
  • ندارد همدمی مولا به جز چاه
  • بقیع بر تو خون گریه کرده
  • تمام هستی اش را هدیه کرده

 

  • بقیع ای حاصل بود و نبودم
  • شده در تو نهان یاس کبودم
  • بقیع مهدی کنار تو نشسته
  • به سوز مادر پهلو شکسته

درد و دل من با پدر

((خسته شدم می خواهم در آغوش گرمت آرام گیرم.خسته شدم بس که از سرما لرزیدم…

 بس که این کوره راه ترس آور زندگی را هراسان پیمودم زخم پاهایم به من میخندد…

 خسته شدم بس که تنها دویدم…

اشک گونه هایم را پاک کن و بر پیشانیم بوسه بزن…

 می خواهم با تو گریه کنم …

خسته شدم بس که…

 تنها گریه کردم…

 می خواهم دستهایم را به گردنت بیاویزم و شانه هایت را ببوسم…

 خسته شدم بس که تنها ایستادم باید فراموشت کنم

 / چندیست تمرین می کنم / من می توانم ! می شود !

/ آرام تلقین می کنم / ، نه ،نمیتونممممم /چه طور میتوان فراموشت كرد؟؟؟  ))

همه فکر میکنند نبودنت فقط تو کودکی منو آزار داده و فراموشت کردم ولی ...

دلم برات تنگه بابا کاشکی تو این لحظات بودی کنارم

حافظ

ای    پادشــــــــــه  خوبـــــان   داد   از  غم   تنهایی

دل   بی   تو   به   جان  آمد  وقت  است  که  باز آیی

دایـــم   گـل  ایـن    بســــتان    شـــاداب     نمی ماند

دریـــــاب   ضـعیـــفـان  را   در  وقـــت   تـوانـایـــی

دیـشـب    گـره    زلـفـش    بـا    بـاد   هـمی   کـردم

گـفـتـا  غـلـطـی   بـگـذر   زیـن     فـکـرت   سـودایـی

صـد   بـاد  صـبـا  ایـن  جـا   بـا   سـلـسـه  مـیرقصـند

ایـن  اسـت  حـریـف  ای    دل   تـا   بـاد   نـپـیـمـایـی

مـشـتـاقـی و  مـهـجـوری  دور   از  تـو  چـنـانـم کرد

کـز   دسـت   بـخـواهـد   شـد    پـایـاب    شـکـیـبـایـی

یـا  رب  بـه  که  شـاید گـفـت ایـن نـکـتـه  که  در عالم

رخـسـاره   به   کـس   نـنمود  آن   شـاهـد   هرجـایـی

 

کربلایی

karbala (9).JPG

سلام من اومدم البته  ببخشید با تاخیر

نمیدونم چی بگم و از کجا بگم

حرم ارباب یا ساقی

از اون خیابون بهشتی ، کف العباس ،تل زینبیه و قتلگاه ، سامرا و کاظمین ، مسجد کوفه و

 مسجد سهله ...

 دلم اتیش گرفت وقتی مظلومیت ائمه رو دیدم

چرا همه میگن امام رضا غریبه  ؟امام رضا با اون صحن و سرا ... شب ساعت ۱۱.۵ بود همه رو از حرم امام علی علیه السلام بیرون کردند ... یه خانمی نزدیک من بود با گریه میگفت خدایا چرا اینها منو از خونه جدم بیرون میکنند ...

بهم گفته بودند ۷ بار بین الحرمین ... خیلی حاجتها تو ذهنم بود ولی برای هفتمین بار وقتی رسیدم روبروی حرم امام حسین علیه السلام فقط یه جمله به زبونم اومد :

(( خدایا فرج اقا رو برسون ))

 

اگر بار گران بودیم...

دوستان گلم سلام

دارم میرم سفر

اگه گفتید کجا

یه جای خوب

 

                  کربلا

 

 

احتمالا تا ۱۵/۱/۱۳۸۹ نتونم چیزی بنویسم

از همه التماس دعا دارم دعا کنید سفرم با معرفت باشه اخه بیشتر از دو هفته مسافرم برای اولین بار هم هست که مشرف میشم.

سعی میکنم تا نرفتم جواب کامنت ها رو بدم و برم

 

 

           

          السلام علی حسین و علی علی بن الحسین                       

                            وعلی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین    

            

شهر رویا

میشود با بال سرخ عاطفه تا فرا سوی افق پرواز کرد

میشود با یاری حسی لطیف عشق را با یک تپیش آغاز کرد

میشود در بیکران آسمان شعر سرخ یک شقایق را سرود

میشود در رمز یک آشفتگی جان فدای غنچه ای تنها نمود

میشود با یک نگاه ماندگار از طلوع شهر رویا شعر گفت

میشود گلهای دل را آب داد

میشود تا آبی دریا شگفت

معنی این حرفها یعنی بیا از تمام کینه ها آری شویم

زخم یک پروانه را درمان کنیم

در کویر سینه ای جاری شویم

 

برگرفته از :

www.a3man.blogfa.com

بر ساحل دل قدم میزدم

صدایی نحیف مرا به سوی خویش خواند

نزدیکتر شدم

صدف غصه را برداشتم

هرچند تلاش کردم نتوانستم باز کنم

ماهی امید فریاد زد

مروارید غم را رها کن

دست به دامن خدایت شو

و از او بخواه  هر آنچه در دل داری

برای برادرم

سلام داداش گلم

منو ببخش اگه  ناراحتت کردم

تو بهترین داداش دنیایی

خیلی وقتها که دیگه به هیچی امید نداشتم شما باعث شدی امیدوار بشم به آینده

و خیلی وقتها که نتونستم با کسی حرفمو بزنم شما بودی که بتونم راحت باهات حرف بزنم

خیلی وقتها محرم رازم بودی

 

میدونم تحمل من گاهی اوقات خیلی برات سخته  و با حرف زدن هام تو رو خسته میکنم

ولی تو تنها کسی بودی که تونستم باهاش از گذشته ام حرف بزنم

نمیدونم چطور بهت بگم که تو بهترین داداش دنیایی

 

بازم بهم سر بزن خوشحال میشم

  داداش عزیزم نمیدونم دیگه بهم سر میزنی یا نه ولی امیدوارم این  متنو بخونی

تو بهترین داداش دنیایی

تو بهترین داداش دنیایی

تو بهترین داداش دنیایی